شهید سعید

شبکه های مجازی ما را دنبال کنید

کاظم فرامرزی : خاطره کاظم فرامرزی درباره شهید سیاح طاهری در لبنان

نوشته شده در ساعت - 30 دی 1399

من و حاج سعید سال هفتاد و سه یه سفری به لبنان داشتیم.
این عکس به یادگار مونده از دوران زندگی توریستی مون است.
اون موقع لبنان وضعیت امنیتی مناسبی را نداشت ،یادمه یه شب اسرائیلی ها شبانه با هلی کوپتر اومدن در یکی از شهرها و مصطفی دیرانی یکی از مبارزین لبنان را از تو خونه ش ربودن !

به ناچار اقدامات حفاظتی را تشدید کردیم . یادمه یه شب من و حاج سعید با هم سر پست نگهبانی بودیم . اتفاقات اون موقع موجب حساسیت ما در نگهبانی شده بود. نیمه شبی زمستونی بود. یه آن متوجه چیز مشکوکی در سیاهی شب شدیم . حاج سعید رو به من کرد و گفت :
کاظم دیدی
من هم گفتم :
آره حاجی
یه چیزی شنیدم!

چند دقیقه ای گذشت و با مشخص شدن آنچه موجب حساسیت ما شده بود با هم زدیم زیر خنده??

آخه یادمون به کار خودمون افتاده بود
حاج سعید در عملیات کربلای پنج از ناحیه چشم مجروح شده بود و یکی از چشماش رو تخلیه کرده بودند و از اون موقع همه آدم ها رو و دنیا رو با یه چشم میدید !
ازقضا در همان عملیات من هم بر اثر شلیک تانک در حالیکه چند سانتی متری از لوله و دهانه آتش آن فاصله نداشتم از ناحیه گوش ولی شما بخوانید مخ مجروح شدم !

حال او مدعی شده بود که دیدم
من هم مدعی شده بودم که شنیدم.
به فیلم لورل و هاردی و دیالوگ هاشون افتادیم.
کلی خندیدم

خواستم دو نکته ای رو بگم
اول دیگه گوشی موبایل قر و فر اومد و بنای ناسازگاری کرد!
شما به من بگید
سرباز بی سلاح چه کارایی داره؟
هیچ دیگه دیروز در پی خرید گوشی بودم
هنوز گیج و منگ اینم که من بودم شش میلیون خرج کردم
هر چی دخیره ماههایم بود را خرج این جنگ مجارستان کردم
خواستم اولین پست م با این گوشی با نام و یاد یه شهید باشه!

دوم اینکه
ما بجه های جنگ بر خلاف تصورات خیلی ها
و شاید هم شما ، درسته که آدم جدی هستیم
ولی شوخ طبع هم هستیم .
اگر گاهی در کامنت ها نمکی شوخ طبعی بروز میدیم
سخت نگیرید و قضاوت مون نکنید.

#شهید
#مدافع_حرم
#سعید_سیاح_طاهری
#لبنان
#بعلبک
#نبی_شیث

 

۲۶

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 − هشت =

آخرین پیام ها

  • Madeleine : What's up to every body, it's my first visit of this webpage; this web site…
  • Ernestine : Hello there! This is my first visit to your blog! We are a group of…
  • Klaus : My programmer is trying to convince me to move to .net from PHP. I have…
  • Theresa : It's perfect time to make some plans for the future and it is time to…
  • Carina : Hello there! Would you mind if I share your blog with my zynga group? There's…
آرشیو پیام ها